اشنایی اجمالی با کابالا

قبالا به معنای قبول و دریافت است و نام گرایشی عرفانی است که در قرون وسطا در میان یهودیان پدیدار شد. البته ریشه های آن را باید در سده های نخست میلادی و در زمان فشار و شکنجه های رومیان جست و جو کرد.

قبالا گرایشی عرفانی و رمزی است است که میگوید: تعالیمی شفاهی وجود دارد که سینه به سینه نقل شده و به اهل آن سپرده شده است. دانش قبالا پیرامون عرش الهی، اس اعظم، حوادث اخر الزمان، ظهور مسیحا، رجعت و قیامت بحث می کند. علم حروف در این دانش، نقش مهمی دارد و عددهای ابجدی که در قرن دوم قبل از میلاد به وسیله یهودیان ابداع شد در این علم ظاهر می شود.

درباره تولد و رشد این دانش باید گفت: به مرور عقیده به معانی مستور در کتاب مقدس و حقایق مرموز الهی، در قرون وسطا در جاعه یهود رشد یافت و نوعی افکار عجیب و خیالات غریب در فلسفه و کلام یهود به وجود آورد.برخی معتقد شدند که اعداد و حروف نیز معانی عرفانی مخفی دارند و کتاب هایی به نام ” قبالا” تالیف کردند که مورد توجه یهودیان قرار گرفت.آنان در این کتاب ها در پی کشف مرموز و دانش مستور در پرده اعداد و حروف تورات برآمدند و از ترکیب حروف با جمع و تفریق اعداد، به اسرار و رازهایی دست یافتند. آنان از اعداد ده گانه عبری، حروف ابجد، و بازی با کلمات و اعداد، یک سلسله مطالب و معانی استخراج می کردند. آنان همچنین از صفات و اسامی ذات الهی، معانی و حقایقی را کشف می کردند که مورد توجه مرد بود؛ از این ربانیان و احبار یهود به ایین شیوه علاقمند شدند و کتاب هایی بسیاری در این باره نوشتند.

آنان مسائل مهم و پیچیده مذهبی و ماورای طبیعی را (مانند این مسئله که خداوند که کامل صرف است، چگونه موجوداتی ناقص، مانند جهان و انسان را خلق کرده و چگونه از سی لایتناهی شی متناهی صادر می شود؟) در معرض تحقیقات قباله ی قرار دادند. آنان حتی مبادی فلسفی فیلون و عرفانی اسکندریه را نیز با این روش بررسی کردند و مبادی تازه ای درست کردند و گفتند : از خداوند نوری الهی ناشی می شود(مانند پرتویی از خورشید) و این نور از ” مشیت” الهی منبعث می گردد و از آن دو شی دگیر به نام های ” علم ” و ” حکمت” تراوش می کند و از ترکیب این دو که یکی مذکر است و دیگری مونث، “لطف” و “قوت” به وجود می آید و از ترکیب این دو نیز که خود مونث و مذکر هستند، “جمال” به وجود می آید و از ترکیب لطف، قوت و جمال “جهان هستی” ایجاد می شود.

آنان معتقدند انسان دارای همه صفات و کمالات است و در حقیقت، خود یک عالم صغیر است و همه قوای موجود در عالم کبیر، در پیکر او به صورتی کوچک تر وجود دارد و به کارگیری آن قوای بزرگ برای انسان، جز به وسیله کاربرد کلمات، حروف و اعداد امکان ندارد و حتی شناختن مسیحا نیز به همین وسیله ممکن است. همین دیدگاه باعث شد تا بسیاری، با فراگیری این فن، خود را مسیحای موعود بنامند.

در مجموع، پیروان این گرایش، معتقد بودند که با فراگیری و به کاربستن علم حروف و اعداد می توان بسیاری از مسائل پیچیده و پرسش های بی پاسخ را پاسخ داد . از این رو کتاب های بسیاری در این زمینه نوشته اند که معروف ترین آنها ” زوهر” است.

درباره مولف زوهر اختلاف است و پیرامون موضوع این کتاب گفته شده که اساساً نفسیری است بر پنج سفر تورات که به زبان های عبری و آرامی نگارش یافته است.

موضوع زوهر، تشریح قوانین تورات و تبیین فلسفه یهود است. در این کتاب درباره اسرار خلقت جهان، مقام انسان در عالم موجود و چگونگی پی بردن و نزدیکی به خداوند با مطالعه جهان اطراف خویش، بحث شده است.

این کتاب خدا را یگانه و مطلق توصیف می کند و می گوید اگر مطالعه توات همراه با ایمان نباشد، سودی ندارد. هم چنین برای ظهور مسیحا روش های پیچیده ای را برای محاسبه تاریخ ظهور و پایان ذلت یهود مطرح می کند. در این کتاب، نمازها و دعاهای بسیاری وجود دارد که گاه در کنیسه ها نیز آنها را می خوانند.

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *